ای روزهای فردا
ای فکر های زيبا
ای واژه های زرين
ای آسمان لرزان
دریای باد و باران
بالای شهر تهران
در انتظار طوفان
طوفان سرد و سنگین
بهر تو می سرایم از خود برون می آیم
لب های بسته ام را یک لحظه میگشایم
ای سرزمین دیرين
یک شاعر پیاده همراه جويبارت
با یک پیام ساده خوش باد روزگارت
نه این زمان غمگین
از بیشه های گیلان گنبد های سپاهان
از کوچه های شیراز تا آتش های اهواز
لبخندهای شیرین
بهر تو می سرایم از خود برون می آیم
لب های بسته ام را یک لحظه میگشایم
ای سرزمین دیرین
بلوار میرداماد با لحظه های آزاد
پنجاه سال دیگر از ما میاورد یاد
نه روزهای رنگی
یک روز آفتابی با آسمان آبی
آن سوی عصر غربت
تصویری از رفاقت
پیوندهای پیشین
بهر تو می سرایم از خود برون می آیم
لب های بسته ام را یک لحظه میگشایم
ای سرزمین دیرين
بهر تو می سرایم از خود برون می آیم
لب های بسته ام را یک لحظه میگشایم
ای سرزمین دیرين
(خواننده : شهرزاد سپانلو )
(آلبوم : قصه ی ما )
(آهنگ : میرداماد )
با ادراک ناقص خودم می تونم حسش کنم ... یا شاید میتونم همشون رو حس کنم ... وقتی برای اولین بار شاهکار خانم گوگوش رو گوش کردم حسش کردم ...
منظورم آهنگ کیو کیو بنگ بنگ هست !
احساس می کنم سطر سطر کلام و آهنگ این ترانه به نوعی زندگی - باور ها - اتفاقات - بزنگاه ها و ... تعداد زیادی از کسانی که در این وبلاگ از اونها اسم بردم و می شناسم رو به خوبی شرح میده ... این ترانه تا حدودی جاده ی پر فراز و نشیب زندگی اکثر این عزیزان رو بی پیرایه توصیف میکنه ... شاید هم یه جورایی نقد بکنه ... نقد دورانی که درش زندگی میکردن ... بعضی ها محصور اون دوران شدن و بعضی دیگه محصور نشدن !!!
نمی دونم ...!
امیدوارم از متن ترانه ش خوشتون بیاد .
فیلم زیبا و تاثیر گذاری بود .

حداقل ارزش یکبار دیدن رو داره !
هیچ ربطی هم به موضوع آباده نداره ! ببخشید !
اول هم خواستم اون رو به قسمت " متفرقه " مربوط کنم ولی دیدم بیشتر به قسمت " دلنوشته ها" ربط داره .( البته دلنوشته ها از نوع کپی ـ پیستی !!!)
مجله ی حرفه ی هنرمند www.herfeh-honarmand.com
مجله ی گلستانه www.golestanehmonthly.com
مجله ی بخارا www.bukhara-magazine.com
مجله ی طنزو کاریکاتور www.tanz-o-caricature.8m.com
امیدوارم شما همشهریان عزیز هم از این مجلات پیشنهادی بنده خوشتون بیاد و از مطالب پر بار اونها ( البته از دید حقیر ) در جهت تنویر افکار خودتون کمال استفاده را ببرید . اشتراک این مجلات هم یادتون نره !
پاینده و پدرام باشید ...

زمهریر نارفیقان خواب آفتابی می بینه
هجرت ما وسط آب زورقی بی سرنشینه
پیله بستن در دل تو کار پروانه شدن بود
گرد شعله قد کشیدن رقص ناب مرد و زن بود
با تو باید مثل شبنم عطر گلها رو بغل کرد
تلخی فاصله ها رو پر کندوی عسل کرد
تو چه خوشرنگ و عزیزی مثل یک نْت لب گیتار
مثل فکر شعر تازه حدس یک گل پشت دیوار